close
تبلیغات در اینترنت
دانلود آهنگ جدید
ANATHEMA – Internal Landscapes LYRICS

Code Center

FindLyrics |ترجمه آهنگ های خارجی,دانلود آهنگ های خارجی

ANATHEMA – Internal Landscapes LYRICS

ترجمه متن آهنگهای خارجی – آنا ثما
 
 
 
And I felt myself going. I was in a great deal of pain, it was a very frightening experience, but I began to slip…
و ؟؟؟ ؟؟؟ ؟؟؟. خیلی درد داشتم، تجربه بسیار ترسناکی بود، ولی باز سر خوردم
I just sort of, feel myself going, and I remember trying to hold on… I’ll be ok, I’ll be ok…
یه جورایی، ؟؟؟ ؟؟؟، و یادمه سعی میکردم طاقت بیارم…حالم خوب میشه، حالم خوب میشه
And it got to the point where I just couldn’t… And everything began to just become very quiet.
و به جایی رسیدم که نمیتونستم (برسم)، و همه چیز ساکت شد
And I can remember with every ounce of strength I had I wanted to say goodbye to my wife, it was important to me…
و یادم میاد، با ذره ذره انرژی که داشتم میخوایتم با همسرم خداحافظی کنم و این کار خیلی برام مهم بود
And I did, I remember just turning my head, looking at her and saying… I’m gonna die, goodbye Joan… and I did.
و این کارو کردم، یادمه سرم رو برگردوندم و بهش نگاه کردم و گفتم…قراره بمیرم، خداحافظ “جُ آن” و بعد…مُردم
It was then that I experienced… experienced what we call a near death experience, for me there was nothing near about it, it was there.
و بعدش تجربه کردم…تجربه کردم چیزی رو که بهش میگن “تجربه مرگ”، برای من هیچ چیز نزدیگتر از اون (مرگ) نبود، و اون (مرگ) اونجا (نزدیک من) بود
It was a total immersion in light, brightness, warmth, peace, security…
کُلش تصویری از نور بود، روشنایی، گرما، صلح و صفا و اطمینان
I did not have an out-of-body experience, I did not see my body or anyone about me, I just immediately went into this beautiful bright light.
هیچ حس خارج از بدن نداشتم، نه خودم رو میدیدم و نه هیچ فرد دیگه ای رو دور و بر خودم، و ناگهان وارد اون نور شدم
It’s difficult to describe, matter of fact it’s impossible to describe.
خیلی توصیفش سخته، در حقیقت به تصویر کشیدنش ممکن نیست
Verbally it cannot be expressed, it’s something which becomes you and you become it…
در گفتار نمیشه توصیفش کرد، گاهی یه چیزی فقط و فقط برای خودت قابل فهمه
I could say that I was peace, I was love, I was the brightness… It was part of me…
میتونستم (تو اون حالت) بگم که در صلح و صفا بودم، در عشق، من روشنایی بودم، …و اون (روشنایی) قسمتی از من بود
Goodbye my friend
خداحافظ دوست من
Love will never end
عشق هرگز تمومی نداره
 
And I feel like you
و م نهم حس تورو دارم
And I breathe all truth
و تماما حقیقت رو استنشاق میکنم
 
 
Love is the lifebreath of all I see
عشق استنشاق زندگی هست که من میبینم
Love is the truelight inside of me
عشق استنشاق زندگی هست که من میبینم
 
 
And I know you somehow
و به طریقی تورو میشناسم
As I hold you in my heart
وقتی تورو در قلبم دارم
 
 
In my heart
در قلبم
 
 
There’s a fire in the sky
آتشی در آسمونه
 
And I know it’s you
و میدونم که اون (آتیش) تو هستی
 
 
(Senses following me)
حسش بدنبالم میاد
 
 
There’s a light that’s so bright
روشنایی هست که بسیار روشنه
And I know it’s you
و میدونم که (اون نور) تو هستی
 
And I feel like you
و م نهم حس تورو دارم
And I breathe all truth
و تماما حقیقت رو استنشاق میکنم
 
 
For I was always there
چون من همیشه اونجا بودم
And I will always be there…
و همیشه اونجا خواهم بود
 
 
 
 
And it’s just so beautiful. It was eternity. It’s like… I was always there, and I will always be there…
و این بسیار زیباست، بدون پایان، انگار، انگار همیشه اونجا بود…و من همیشه اونجا خواهم بود
That my existence on earth was just a very brief instant.
که وجود من (گویا) تنها یک لحظه کوتاه بود
I could say that I was peace, I was love, I was the brightness… It was part of me…
I could say that I was peace, I was love, I was the brightness… It was part of me…
میتونستم (تو اون حالت) بگم که در صلح و صفا بودم، در عشق، من روشنایی بودم، …و اون (روشنایی) قسمتی از من بود
 

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی