close
تبلیغات در اینترنت
دانلود آهنگ جدید
Chris De Burgh

Code Center

FindLyrics |ترجمه آهنگ های خارجی,دانلود آهنگ های خارجی

CHRIS DE BURGH – When I Think Of You LYRICS

ترجمه متن آهنگهای خارجی – کریس دی برگ
 
 
 
There is something on my mind,
چیزی در ذهن من هست
and I’m losing concentration
و نمیتونم تمرکز کنم
And I feel it everytime,
that you are near me.
و این رو هر بار که پیش من هستی حس میکنم
I could tell you all about,
میتونستم همه چیز رو به تو بگم
your picture at my bedside,
عکست کنار تختم
I should call you sometime,
باید گاهی به تو زنگ میزدم
and talk it over.
و در موردشون باهات حرف میزدم
 
 
‘Cos I get a kick inside,
چون از درون به خودم تلنگر میزنم
and I feel a tingle too,
و میسوزم
It just comes from time to time,
و این گاه گاه برایم اتفاق می افته
And it only happens,
و فقط اتفاق می افته
When I think of You,
زمانی که به تو فکر میکنم
sleeping,
میخوابم
when I’m dreaming, when I wake up, when I think of you,
وقتی در رویا فرو میرم وقتی از خواب بیدار میشم و وقتی به تو فکر میکنم
walking,
راه میرم
when I’m talking,
حرف میزنم
when I look up,
وقتی میبینم
when I think of You,
وقتی به تو فکر میکنم
 
 
take me away to a land of mass confusion,
منو به سرزمین سردزگمی میبره
And I don’t know what to say,
و نمیدونم چی باید بگم
when I am near you,
وقتی کنار تو هستم
I could stand here all day long,
می تونستم کل روز رو اینجا وایستم
just staring at your window,
و به پنجرت زل بزنم
But I have so much to do,
ولی خیلی کار دارم
that’s so important,
ک هخیلی مهم هستن
 
Then I get a kick inside,
بعدش از درون به خودم تلنگر میزنم
and I feel a tingle too,
و میسوزم
It just comes from time to time,
و این گاه گاه برایم اتفاق می افته
And it only happens,
و فقط اتفاق می افته
When I think of You,
زمانی که به تو فکر میکنم
 
sleeping,
میخوابم
when I’m dreaming, when I wake up, when I think of you,
وقتی در رویا فرو میرم وقتی از خواب بیدار میشم و وقتی به تو فکر میکنم
walking,
راه میرم
when I’m talking,
حرف میزنم
when I look up,
وقتی میبینم
when I think of You,
وقتی به تو فکر میکنم
 
 
may get the feeling that I’m dancing on the ceiling,
ممکنه این حس بهم دست بده وقتی دارم میرقصم
When I get a kick inside, and my head is spinning too,
وقتی از درون تلنگر میخورم، و سرگیجه هم میگیرم
It just comes from time to time,
و این گاه گاه برایم اتفاق می افته
And it only happens,
و فقط اتفاق می افته
When I think of You,
زمانی که به تو فکر میکنم
 
sleeping,
میخوابم
when I’m dreaming, when I wake up, when I think of you,
وقتی در رویا فرو میرم وقتی از خواب بیدار میشم و وقتی به تو فکر میکنم
when I whisper to your picture, when I kiss it, when I think of you
وقتی با عکست زمزمه میکنم، وقتی می بوسمش و به تو فکر میکنم
 
 
When I think of you, when I’m dreaming we’re together, on my sofa,
وقتی به تو فکر میکنم، وقتی در رویاهام خودم و خودتو رو مبلم در کنار هم میبینم
When I think of you, when I’m wishing that we’re kissing, when we’re dancing,
وقتی به تو فکر میکنم، وقتی آرزو میکنم کاش همدیگرو ببوسیم، وقتی میرقصیم
When I think of you.
وقتی به تو فکر میکنم

Chris De Burgh – NOTHING EVER HAPPENS ROUND HERE LYRICS

ترجمه متن آهنگهای خارجی – کریس دی برگ
 
 
 این دور و برا هیچ چیز خاصی اتفاق نمی افته
She was a girl from a one horse town,
اون یه دختر از یه شهر کوچیکه
The only place for miles around,
تنها جایی که کلش چند  مایله
Cutting hair in the modern style,
موهاشو مد روز کوتاه می کنه
Putting in the nine to five,
اون 9 صبح تا 5 شب اونجاست
but, every night it was the same old dream,
اما، هر شب تنها همون یک رویا رو داره
On the cover of a magazine,
که رو جلد مجله باشه
She, looked good but it could never come true,
اون خوب بود ولی ، خب هیچوقت امکان پذیر نیست
‘Cos nothing ever happens round here,
چون این دور و برا هیچ چیز خاصی اتفاق نمی افته
Nothing ever happens round here;
این دور و برا هیچ چیز خاصی اتفاق نمی افته
She had a boyfriend in the town,
اون تو اون شهر یه دوست پسر داشت
He spent his days just messing around,
کل روز رو اونجا پرسه می زد
With stick shifts and steering wheels,
با فرمون و دنده
Motorbikes and automobiles,
موتور سیکلت، ماشین
And every night it was the same old thing,
و هر شب همون چیزهای قدیم
Meet the boys for a couple of drinks,
پسرای دیگه رو میدید و میرفتن بیرون تا نوشیدنی بخورن
Shoot pool and talk about girls,
بیلیارد بازی می کردن و راجع به دخترا حرف میزدن
And nothing ever happens round here,
و این دور و برا هیچ چیز خاصی اتفاق نمی افته
Nothing ever happens round here;
این دور و برا هیچ چیز خاصی اتفاق نمی افته
They said nothing, no nothing,
چیزی نگفتن، نه هیچ چیزی نگفتن
Nothing ever happens round here,
این دور و برا هیچ چیز خاصی اتفاق نمی افته
Nothing, no nothing,
هیچ چیز، نه، هیچ چیز
Nothing ever happens round here.
این دور و برا هیچ چیز خاصی اتفاق نمی افته
One day in a local bar,
یه روز تو بار مرکزی
She heard a movie man was looking for a star,
شنید که یکی از کارگردانا داره دنبال یه هنرپیشه میگرده
And everybody in the whole damn town,
و تمام مردم شهر
Got the call to come on down,
رفتن تا بهش زنگ بزنن
And when she walked into the room,
و وقتی که اون دختر وارد شد
Every heart went BOOM BOOM BOOM,
همه قلبها شروع کرد به تپیدن، بوم بوم، بوم بوم
- Who’s that girl?
اون دختره دیگه کیه
She’s exactly what we’re looking for,
اون دقیقا همونیه که دنبالش بودیم
But nothing ever happens round here,
ولی این دور و برا هیچ چیز خاصی اتفاق نمی افته
Nothing ever happens round here;
این دور و برا هیچ چیز خاصی اتفاق نمی افته
They said nothing, no nothing,
چیزی نگفتن، نه هیچ چیزی نگفتن
Nothing ever happens round here,
این دور و برا هیچ چیز خاصی اتفاق نمی افته
Nothing, no nothing,
هیچ چیز، نه، هیچ چیز
Nothing ever happens round here.
این دور و برا هیچ چیز خاصی اتفاق نمی افته
And so she took a screen test,
خبف شروع کرد یک صحنه نمایش امتحانی بازی کردن
No doubt that she was the best,
بی شک اون بهترین بود
The camera fell in love with her,
انگار که دوربین عاشقش شده بود
Before she knew it she was on the way to make that dream come true;
قبل از اینکه خودش هم بفهمه، اون پا در راهی گذاشته بود که اون رویا رو به حقیقت تبدیل کنه
Now she’s living in Hollywood,
حالا دیگه تو هالیوود زندگی می کنه
And everything is looking good,
و همه چیز خوب به نظر می رسه
She thinks about the folks back home,
به یاد رفیقاش تو اون شهر کوچیک افتاد
And her boyfriend all alone, but;
دوست پسرشم تنهای تنها بود
Every night it’s still the same old thing,
هر شب همون کارهای قدیمی
Meet the boys for a couple of drinks,
پسره با دوستاش قرار میذاشت تا برن و نوشیدنی بخورن
Shoot pool and talk about girls,
بیلیارد بازی می کردن و راجع به دخترا حرف میزدن
And nothing ever happens round here,
و این دور و برا هیچ چیز خاصی اتفاق نمی افته
Nothing ever happens round here;
این دور و برا هیچ چیز خاصی اتفاق نمی افته
They said nothing, no nothing,
چیزی نگفتن، نه هیچ چیزی نگفتن
Nothing ever happens round here,
این دور و برا هیچ چیز خاصی اتفاق نمی افته
Nothing, no nothing,
هیچ چیز، نه، هیچ چیز
Nothing ever happens round here.
این دور و برا هیچ چیز خاصی اتفاق نمی افته

Chris De Burgh- Everywhere I Go Lyrics

 متن آهنگهای خارجی – کریس دی برگ
 
 
Everywhere I go,
 هرجا که میرم
Everywhere I go I see an image of her face,
هرجا که میرم، تصویر اون دختر رو اونجا می بینم
She talks to me,
اون با من حرف میزنه
She talks to me in a thousand ways;
به هزاران روش با من حرف میزنه
Everyone I know,
هرکیو که میشناسم
Everyone I know is calling on the telephone,
هرکی که با تلفن با من حرف میزنه
“Are you ok, are you alright,
و میگه: حالت خوبه؟ خوبی
‘cos you’re never at home?”
چون هیچوقت خونه نیستی
Well I couldn’t be better,
خب بهتر از این نمیتونستم باشم
I found my way,
من راه خودمو پیدا کردم
She is an open door to a brand new day;
اون مثل دری می مونه که رو به یک روز جدید باز میشه
Everywhere I go I see her face again,
هرجا که میرم، چهره اون دختر رو اونجا می بینم
Everywhere I look I see her smile and wave,
هرجا که نگاه میندازم، لبخندش میاد جلوی چشمام
Everywhere I hear her voice is calling,
همه جا صداشو میشنوم که منو صدا می کنه
This time, I finally opened my eyes to a beautiful angel,
اینبار، بالاخره چشمام رو بر یک فرشته باز کردم
Oh, who’s been caring for me like a mother for a child;
 آه، فردی که مثل یک مادر مراقب منه
Everywhere I go,
هرجا میرم
Everywhere I go I see the shadow of a light,
هرجا که میرم، سایه ای از روشنایی میبینم
It shines on me, it shines on me from another side;
به من میتابه، که از سمتی دیگه بر من میتابه
So many dark days, and lonely nights,
روزهای تاریک و شبهایی پر ز تنهایی بودن
Until she found the way, to change my life;
تا اینکه اون راهی رو پیدا کرد که زندگی منو تغییر بده
Everywhere I go I see her face again,
هرجا که میرم، چهره اون دختر رو اونجا می بینم
Everywhere I look I see her smile and wave,
هرجا که نگاه میندازم، لبخندش میاد جلوی چشمام
Everywhere I hear her voice is calling,
همه جا صداشو میشنوم که منو صدا می کنه
This time, I finally opened my eyes!
این بار، بالاخره چشمام رو باز کزدم
Everywhere I go I see her face again,
 هرجا که میرم، چهره اون دختر رو اونجا می بینم
(Everywhere I go),
هرجا که میرم
Everywhere I look I see her smile and wave,
هرجا که نگاه میندازم، لبخندش میاد جلوی چشمام
(Everywhere I look),
 هرجا که نگاه میندازم
Everywhere I hear her voice is calling,
همه جا صداشو میشنوم که منو صدا می کنه
This time, I finally opened my eyes to a beautiful angel,
اینبار، بالاخره چشمام رو بر یک فرشته باز کردم
Oh, who’s been caring for me like a mother for a child;
 آه، فردی که مثل یک مادر مراقب منه
Everywhere I go;
هرجا که میرم

متن و ترجمه فارسی اهنگ Chris De Burgh High On Emotion

 

آه، قلبم مثل یه چرخ پیچ و تاب می خوره

Only she can see the way that I fell,

فقط اونه که میتونه احساس منو درک می کنه

Eyes are holding right across the room,

چشمها به اون سمت اتاق دوخته شده

High explosion coming out of the blue;

انفجار عظیمی از درون عشق ما به بیرون پرت میشه

Well here we go again,

باز دوباره میریم

Living in a world that others cannot share,

تا در دنیایی زندگی کنیم که نمیشه با دیگران تقسیمش کرد

Yea here we go again,

آره، باز دوباره میریم

We are moving from a spark to a flame;

ما از جرقه تبدیل به شعله می شیم

I am high on emotion, high again,

من الان آخر هیجانم، آخر آخرش

High on emotion, your love will find the way;

آخر هیجانم، ولی عشقت راهش رو پیدا میکن

Oh my heart is burning like a fire,

آه، قلبم مثل سیر و سرکه می جوشه

Closer now and she is breathing desire,

اون بهم نزدیک میشه و نفسی از روی شهوت می کشه

Take my hand and give it all your light,

دستانم رو بگیر، و من برایت خواهم درخشید

Take command I am your rhythm tonight;

دستور بده و من به هر ساز تو خواهم رقصید

Well here we go again,

باز دوباره میریم

Living in a world that others cannot share,

تا در دنیایی زندگی کنیم که نمیشه با دیگران تقسیمش کرد

Yea here we go again,

آره، باز دوباره میریم

We are moving from a spark to a flame;

ما از جرقه تبدیل به شعله می شیم

I am high on emotion, high again,

من الان آخر هیجانم، آخر آخرش

High on emotion, your love will find the way;

آخر هیجانم، ولی عشقت راهش رو پیدا میکنه

I am high on emotion, high again,

من الان آخر هیجانم، آخر آخرش

High on emotion, your love will find the way;

آخر هیجانم، ولی عشقت راهش رو پیدا میکنه

I am high on emotion, high again,

من الان آخر هیجانم، آخر آخرش

High on emotion, your love will find the way;

آخر هیجانم، ولی عشقت راهش رو پیدا میکنه

Chris De Burgh - Borderline


I'm standing in the station,

در ایستگاه قطار ایستادم
I am waiting for a train,

منتظر رسیدن قطارم
To take me to the border,

تا من رو به لب مرز ببره
And my loved one far away,

جایی که تنها عشقم در زندگی اونجا منتظرم ایستاده
I watched a bunch of soldiers heading for the war,

تعداد زیادی سرباز رو می بینم که برای جنگ به خط شدن
I could hardly even bear to see them go;

به سختی می تونستم رفتنشون رو تحمل کنم

Rolling through the countryside,

به طرف حومه شهر در حرکت بودیم
Tears are in my eyes,

چشمام پر از اشک شده بودن
We're coming to the borderline,

داشتیم به مرز می رسیدیم
I'm ready with my lies,

دروغهایی که باید بهش بگم رو آماده کردم
And in the early morning rain, I see her there,

و در آن باران صبحگاهی، اون رو اونجا دیدم
And I know I'll have to say goodbye again;

و میدونستم که باید دوباره بهش بگم "خدا نگهدار!". . .

And it's breaking my heart, I know what I must do,

و این کار داره قلبم رو میشکنه، میدونم چیکار باید انجام بدم
I hear my country call me, but I want to be with you,

میشنوم که کشورم من را (برای دفاع از خودش) صدا می زنه، اما من میخوام با تو باشم
I'm taking my side, one of us will lose,

خوب من به خودم حق میدم، میدونم یکی از ما شکست خواهیم خورد
Don't let go, I want to know,

نرو! میخوام بدونم
That you will wait for me until the day,

که تو منتظرم خواهی موند تا روزی که. . .
There's no borderline, no borderline;

هیچ مرزی وجود نداشته باشه، هیچ مرزی

Walking past the border guards,

گارد مرزی رو رد می کنم
Reaching for her hand,

دستاش رو در دستام گرفتم
Showing no emotion,

ولی هیچ احساسی نشون ندادیم
I want to break into a run,

دوست داشتم پا به فرار بذارم
But these are only boys, and I will never know,

ولی اینا یه مشت بچه هستن، و هرگز نخواهم فهمید
How men can see the wisdom in a war...

چطور مردم جنگیدن رو عاقلانه میبینن؟!. . .

And it's breaking my heart, I know what I must do,

و این کار داره قلبم رو میشکنه، میدونم چیکار باید انجام بدم
I hear my country call me, but I want to be with you,

میشنوم که کشورم من را (برای دفاع از خودش) صدا می زنه، اما من میخوام با تو باشم
I'm taking my side, one of us will lose,

خوب من به خودم حق میدم، میدونم یکی از ما  شکست خواهیم خورد
Don't let go, I want to know,

نرو! میخوام بدونم
That you will wait for me until the day,

که تو منتظرم خواهی موند تا روزی که. . .
There's no borderline, no borderline;

هیچ مرزی وجود نداشته باشه، هیچ مرزی


No borderline, no borderline...

هیچ مرزی، هیچ مرزی

Chris De Burgh - Missing You


I've been missing you...

دلم برات تنگ شده بود. . .

I've got the roses, I've got the wine,

این از گلای رز، اینم از مشروب
With a little luck she will be here on time,

با کمی شانس اون به موقع اینجا خواهد بود
This is the place we used to go,

این همون جایی هست که ما قبلا می اومدیم
With romantic music and the lights down low,

با موزیکهای آرومی که پخش می شد و نورهای ملایم
And as you stand there amazed at the door,

و در حالی که تو در کنار در می ایستادی و شگفت زده نگاه می کردی
And you're wondering what all this is for,

و با خودت فکر می کردی که این کارا برای چیه؟!
It's just a simple thing, from me to you,

ولی این تنها یک چیز ناچیز، از طرف من به تو
The lady that I adore

بانویی که من اون رو می پرستمش،
 'cos there's something That you should know, it's that

چون چیزی هست که باید بدونی و اون اینه که. .


I've been missing you, more than words can say,

دلم خیلی برات تنگ شده بود، و گفتنش در کلمات نمی گنجه
And that I've been thinking about it every day,

و این چیزیه که هر روز بهش فکر می کردم
And the time we had just dancing nice and slow,

و زمانی که زیبا و آرام با هم میرقصیدیم
And I said now I've found you,

و من دوباره تورو پیدا کردم
I'm never letting go;

و دیگه نمیذارم از من دور بشی

There is no reason to the things that we do,

دلیلی برای کارهایی که انجام میدیم وجود نداره
You can break a heart with just a word or two,

تو راحت میتونی با یک یا دو کلمه قلب یک نفر رو بشکنی
And take a lifetime to apologise,

ولی یک عمر طول می کشه تا از دلش در بیاری
When the one you love's in front of your eyes,

و وقتی که تنها کسی که عاشقش هستی ربروت میبینی
And I will fall to my knees like a fool,

پس مثل یک احمق به پات می افتم
If it's the only way of getting through,

حتی اگه این کار تنها کاری باشه که بتونم از دلت در بیارم


You see if I think you are beautiful,

ببین، اگه بهت میگم خیلی زیبایی
Someone else is going to feel it too,

حتما کس دیگری هم همچین احساسی رو نسبت به تو خواهد داشت
So there's only one thing to do, tell you that

پس فقط یه راه برام میمونه، و اون اینه که بهت بگم

I've been missing you, more than words can say,

دلم خیلی برات تنگ شده بود، و گفتنش در کلمات نمی گنجه
And that I've been thinking about it every day,

و این چیزیه که هر روز بهش فکر می کردم
Well tonight's our night for dancing nice and slow,

خوب امشب شب ماست تا زیبا و آرام با هم برقصیم
Because now I've found you, I'm never letting go,

چون من دوباره تورو پیدا کردم

و دیگه نمیذارم از من دور بشی


No, now I've found you, I'm never letting go;

نه حالا من دوباره تورو پیدا کردم

و دیگه نمیذارم از من دور بشی



I've been missing you...

دلم برات تنگ شده بود. . .
I've been missing you...

دلم برات تنگ شده بود. . .
I've been missing you...

دلم برات تنگ شده بود. . .
I've been missing you, darling...

دلم برات تنگ شده بود عزیزم. . .


Chris De Burgh - Brother John


Well Brother John went down to the garden

خوب یک روز برادر روحانی به نام "جان" داشت به پایین باغ میرفت
On a long hot summer's day.

در یک روز بلند داغ تابستان
To watch that girl, he would hide in the shadows

برای اینکه اون دختر رو ببینه، پشت بوته ها مخفی شد
As she worked the time away.

در حالی که اون دختر داشت کارش رو به پایان می رسوند
With her long black hair and her eyes of fire,

با اون موهای بلند سیاهش و اون چشمان آتشینش
And a body to drive men crazy...!

و تن و بدنی که آدم رو روانی می کنه
It was on that day there would be a change

In the world of Brother John.

و اون روز روزی بود تغییری عظیم در دننیای برادر "جان" بوجود اومد



She felt his and she walked up beside him

اون دختر از تو چشای برادر "جان" خوند که چه حسی داره

و رفت پیشش
And she took him by the hand.

و دستاش رو در دستای اون گذاشت
She said, "Brother John, it's so hard to be holy,

و گفت"برادر جان خیلی سخته که انسان مقدسی بمونی"
Would you like to be a man?

نمیخوای مثل یک مرد بشی؟!
I will meet you tonight at the monastery wall—

امشب پشت دیوار صومعه می بینمت
If you're there we will find out together,"

 اگه اونجا باشی با هم جوابش رو پیدا خواهیم کرد
And the Devil said, "There's a place in Hell,

For the soul of Brother John!"

و (آن لحظه ای بود) که شیطان گفت:

جایی برای روح برادر "جان" در جهنم فراهم کردم


Hallelujah! Temptation is here!

"خدا را حمد باد" وسوسه ای در کاره
It's not a dream anymore.

این دیگه یک رویا نیست
Hallelujah! It's finally here...

"خدا را حمد باد" بالاخره اینجاست...
I've been waiting, I'm waiting, I'm waiting...!

من همش منتظرش بودم و منتظر بودم و منتظر بودم



Well Brother John lay tossing and turning

برادر "جان" در حول و ولا بود
In his bed in the heat of the night.

در رخت خوابش ودر گرمای شب
He heard his name and he went to the window

شنید که کسی اسمش را صدا زدو (بلا فاصله) به طرف پنجره رفت
Where she was in the pale moonlight.

و آن دختر را زیر نور کمرنگ ماه آنجا دید دید
Oh the sins of the flesh are too much to deny!

شهوت و گناه به اندازه ای بالا رفته بود که نمی توانست آن را نا دیده بگیرد
He was lost to her body forever!

و او دیوانه اندام آن دختر شده بود
And the Devil laughed and the angels cried

< (آن لحظه ای بود) که شیطان خندید و فرشته ها گریستند
For the soul of Brother John.

به حال روح برادر "جان"

Hallelujah! Temptation is here!

"خدا را حمد باد" وسوسه ای در کاره
It's not a dream anymore.

این دیگه یک رویا نیست
Hallelujah! It's finally here...

"خدا را حمد باد" بالاخره اینجاست...
I've been waiting, I'm waiting, I'm waiting...!

من همش منتظرش بودم و منتظر بودم و منتظر بودم



Hallelujah! Temptation is here!

"خدا را حمد باد" وسوسه ای در کاره
It's not a dream anymore.

این دیگه یک رویا نیست
Hallelujah! It's finally here...

"خدا را حمد باد" بالاخره اینجاست...
I've been waiting, I'm waiting, I'm waiting...!

من همش منتظرش بودم و منتظر بودم و منتظر بودم



Temptation is here... for Brother John...

وسوسه ای اینجاست. . .برای برادر "جان"
Temptation is here... for Brother John....

وسوسه ای اینجاست. . .برای برادر "جان"

Temptation is here... for Brother John...

وسوسه ای اینجاست. . .برای برادر "جان"
Temptation is here... for Brother John....

وسوسه ای اینجاست. . .برای برادر "جان"


Chris De Burgh - The Last Time I Cried



The last time I cried, I was sitting home

آخرین باری که گریه کردم، خونه نشسته بودم
And it was deep in the night,

و خیلی دیر وقت بود
Staring at the shadows and the flickering lights,

به سایه ها و سوسوی نورها خیره شده بودم
Giving all that I had, to take them away,

(اون موقع) دوست داشتم هر چیز که داشتم

 رو بدم تا از خودم دورشون کنم
Giving all that I had, to make them pay;

(اون موقع) دوست داشتم هر چیز که داشتم

 رو بهشون رشوه بدم (تا رهام کنن)

The last time I cried, I could see the people

Long ago in the rain,

آخرین باری که گریه کردم، مردم رو می دیدم که در باران بودن

Waiting as the soldiers put them all on a train,

و منتظر بودن که سربازها سوار قطار بشن
And the hands on the bars, the eyes full of tears,

دستاشون رو روی میله ها تکیه داده بودن، چشماشون پر از اشک شده بود
And the word is the same, for a thousand years,

(ولی الان که توجه میکنم می بینم)

 که دنیا بعد از گذشت صدها سال هنوز همونطوریه!!!

Eli Eli Lama, Oh Lord, you have forsaken me,

الای لاما، آه مسیح، تو من رو ترک کردی
Eli Eli Lama, Oh Lord, you have forsaken me;

الای لاما، آه مسیح، تو من رو ترک کردی

The last time I cried, I could not believe it
When I held on a face,

آخرین باری که گریه کردم،

 نمیتونم باور کنم که صورت یک سرباز رو تو دستام گرفته بودم
Staring at a soldier with his gun in the rain,

و در حالی که با تفنگش در باران بود بهش خیره شده بودم
It was the face of a child, my child here asleep,

(ولی) اون صورت یه بچه بود، در حالی بچه خودم اونجا خوابیده بود
And the soldier who smiled, the man was me,

و اون بچه شروع به خندیدن کرد، و اون مرد من بودم!!!

Eli Eli Lama, Oh Lord, you have forsaken me,

الای لاما، آه مسیح، تو من رو ترک کردی
Eli Eli Lama, Oh why have you forsaken me?

الای لاما، آه مسیح، چرا من رو رها کردی؟!!!

Eli Eli Lama, Oh Lord, you have forsaken me,

الای لاما، آه مسیح، تو من رو ترک کردی


The last time I cried, the last time I cried,

آخرین باری که گریه کردم، آخرین باری که گریه کردم
The last time I cried, the last time I cried,

آخرین باری که گریه کردم، آخرین باری که گریه کردم
The last time I cried, the last time I cried,

آخرین باری که گریه کردم، آخرین باری که گریه کردم
The last time I cried, the last time I cried,

آخرین باری که گریه کردم، آخرین باری که گریه کردم
The last time.

آخرین بار. . .


Chris De Burgh - Spanish Train


There's a Spanish train that runs between
Quadalquivir and old Seville,

یه قطار اسپانیایی وجود داره که که بین "کوادل کیویر" و "سویل"در حرکته
And at dead of night the whistle blows,

و در نیمه های شب صدای سوتش به گوش می رسه
and people hear she's running still...

و مردم میشنون که اون هنوز در حرکته. . .

And then they hush their children back to sleep,

و اونا با عجله بچه هاشون رو به رختخواب می فرستن
Lock the doors, upstairs they creep,

درها رو قفل می کنن، همونطور که ار پله ها به پایین می خزن
For it is said that the souls of the dead

 Fill that train ten thousand deep!!

چون گفتن که این قطار از 10 ها هزار جسد پر شده!!


Well a railwayman lay dying with his people by his side,

خوب یه ریل بان(روی تختش) افتاده بود و در حال مرگ بود و همکاراش بالای سرش بودن
His family were crying, knelt in prayer before he died,

خونوادش همینطور که گریه می کردن،

زانو زده بودن وقبل از مرگش براش دعا می خوندن
But above his bed just a-waiting for the dead,

ولی درست بالاسر تختش درست قبل از مرگش
Was the Devil with a twinkle in his eye,

شیطان با برقی در چشماش بالای سرش ایستاده بود
"Well God's not around and look what I've found,

و شیطان گفت:"خوبه! خدا این دورو برا نیست که ببینه چی به چنگ آوردم"
this one's mine!!"

"این یکی هم مال منه!!!"

Just then the Lord himself appeared in a blinding flash of light,

و بلافاصله خود مسیح در یک چشم به هم زدن ظاهر شد
And shouted at the devil, "Get thee hence to endless night!!"

و بر شیطان فریاد کشید " دور شو ای ملعون!"
But the Devil just grinned and said "I may have sinned,

و شیطان اخمی کرد و گفت "مگه گناهی کردم!"
But there's no need to push me around,

دلیلی برای دور کردنم ار اینجا وجود نداره!
I got him first so you can do your worst,

من اول اون رو پیداش کردم تو هم نمیتونی کاری منی!
He's going underground!!"

اون با من به اعماق زمین خواهد اومد

"But I think I'll give you one more chance"

said the Devil with a smile,

شیطان با لبخند گفت:

"ولی فکر کنم بتونم یه شانس دیگه بهت بدم"
"So throw away that stupid lance,

 "پس اون جسد بی مصرف رو بندازش
It's really not your style",

اون در شئن تو نیست"
Joker is the name, Poker is the game,

"جوکر" یه اسمه، "پوکر" یه بازیه
we'll play right here on this bed,

ما رو همین تخت با هم بازی خواهیم کرد
And then we'll bet for the biggest stakes yet,

the souls of the dead!!"

و روی این جسد و جسدهای بیشتری شرط بندی می کنیم


And I said "Look out, Lord, he's going to win,

و من گفتم" مراقب باش، یا مسیح اون داره برنده میشه"
The sun is down and the night is riding in,

خورشید داره غروب میکنه و شب داره فرا می رسه
That train is dead on time, many souls are on the line,

اون قطار باز به موقع رسید اینجا،و روح های زیادی برای سوار شدنش به خط شدن
Oh Lord, he's going to win!.."

آه یا مسیح، اون داره برنده میشه!. . ."

Well the railwayman he cut the cards

خوب ریل بان شروع به پخش کردن کارتها(بین مسیح و شیطان) کرد
and he dealt them each a hand of five

و به هرکدومشون 5 تا کارت داد
And for the Lord he was praying hard

و ریل بان داشت از ته دل برای برنده شدن مسیح دعا می کرد
or that train he'd have to drive...

یا میبایست اون قطار رو برونه. . .


Well the Devil he had three aces and a king,

خوب شیطان 3 تا تک داشت و یه شاه
and the Lord, he was running for a straight,

و مسیح درحال ردیف کردن کارتها بود
he had the queen and the knave and the nine and ten of spades,

مسیح یه بی بی و یه سرباز و یه 9 و یه خال پیک داشت
All he needed was the eight...

تنها چیزی که لازم داشت فقط یه "8" بود

And then the Lord he called for one more card,

مسیح خواست که دوباره کارت بریزن
but he drew the diamond eight,

ولی اون یه 8خشت انداخت
And the Devil said to the son of God,

و شیطان به پسر خدا(مسیح) گفت
"I believe you've got it straight,

"خوبه، حرکت خوبی بود"
So deal me one for the time has come

حالا نوبت منه، حالا وقتشه
to see who'll be the king of this place,

تا ببینی که کی پادشاه اینجا میشه!
But as he spoke, from beneath his cloak,

ولی همینتور که داشت حرف میزد (وسر مسیح رو گرم می کرد)، از زیر کتش
he slipped another ace...

یه "تک" دیگه انداخت وسط

Ten thousand souls was the opening bid,

و ده هزار روح به داخل قطار خوانده شدن
and it soon went up to fifty-nine,

و بازیشون سریع یه 59 رسید
but the Lord didn't see what the Devil did,

ولی مسیح ندید که شیطان چیکار کرد!
and he said "that suits me fine",

و گفت"کلی حال دادی"
"I'll raise you high to hundred and five,

تورو به 105 می رسونم
and forever put an end to your sins",

و برای همیشه به گناهات خاتمه می دم
But the Devil let out a mighty shout, "My hand wins!!"

ولی شیطان (کارتش رو انداخت) و نیرومند فریاد زد:"دست من برنده شد!!!!!!!"

And I said "Lord, oh Lord, you let him win,

و من گفتم یا مسیح، آه ای مسیح، تو گذاشتی اون برنده بشه
The sun is down and the night is riding in,

خورشید داره غروب میکنه و شب داره فرا می رسه
That train is dead on time, many souls are on the line,

اون قطار باز به موقع رسید اینجا،و روح های زیادی برای سوار شدنش به خط شدن
Oh Lord, don't let him win..."

آه مسیح، نذار برنده بشه!!!. . .

Well that Spanish train still runs between,

Quadalquivir and old Seville,

خوب، اون قطار اسپانیایی هنوز داره بین "کوادل کیویر" و "سویل"حرکت می کنه

And at dead of night the whistle blows,

و در نیمه های شب صدای سوتش به گوش می رسه
And people fear she's running still...

و مردم با ترس و هراس میفهمن که اون هنوز در حرکته
And far away in some recess

و اون دور دورا، یه گوشه ای
The Lord and the Devil are now playing chess,

مسیح و شیطان در حال بازی شطرنج هستن
The Devil still cheats and wins more souls,

و هنوز شیطان در حال جرزنیه و روح های بیشتری به چنگ میاره
And as for the Lord, well, he's just doing his best...

و مسیح، خوب، داره نهایت سعیش رو می کنه. . .

And I said "Lord, oh Lord, you've got to win,

و من گفتم:"یا مسیح، آه ای مسیح، تو باید برنده بشی
The Sun is down and the night is riding in,

خورشید داره غروب میکنه و شب داره فرا می رسه
That train is still on time, Oh my soul is on the line,

اون قطار باز به موقع رسید، آه روح من هم تو صف ایستاده
Oh Lord, you've. . got. . to . . win..."

آه مسیح، تو. . .باید. . . .برنده. . . .بشی. . . . . .!!!


Chris De Burgh - I'm Not Crying Over You



I don't mind this empty room, and I like it when I'm alone,

خالی بودن این اطاق اصلا برام مهم نیست، و دوستش دارم وقتی توش تنهام
I'm trying not to think about you, I'm not waiting by the telephone,

دارم سعی می کنم که بهت فکر نکنم، حتی منتظر تلفنت هم نیستم
I'm watching a late-night movie, where the lovers say goodbye,

آخر شبه و دارم یه فیلم تماشا می کنم

فیلمی که دو عاشق دارن از هم خداحافظی می کنن
And it's really getting to me, and tears are in my eyes,

و این صحنه من رو احساساتی می کنه، اشک تو چشمام جمع میشه


But I'm not crying, I'm not crying,

I'm not crying over you, I'm over you;

اما من دارم بخاظر تو گریه نمیکنم نه بخاطر تو گریه نمی کنم

دیگه با تو کاری ندارم!!!


I go out with all of my friends, and I'm hardly ever at home,

با دوستام میرم بیرون، و کم پیش میاد خونه باشم
You know things just couldn't be better,

میدونی،زندگیم بهتر از این نمیتونست باشه
I have read it in my horoscope,

اینو تو طالعم خوندم
I might take a walk past your house, for a trip down memory lane,

ممکنه از روبروی خونت رد بشم،فقط برای یاد آوری خاطرات گذشتمون
You may see me at your window, standing in the pouring rain,

ممکنه منو پشت پنجرت ببینی، که زیر شر شر بارون وایستادم


But I'm not crying, I'm not crying,
I'm not crying over you, no I'm not crying,

اما من دارم بخاظر تو گریه نمیکنم نه بخاطر تو گریه نمی کنم
I'm not crying, I'm not crying, I'm not crying over you,

نه من دارم بخاظر تو گریه نمیکنم ،بخاطر تو گریه نمی کنم
I'm over you;

دیگه با تو کاری ندارم!!!

No I'm not crying, I'm not crying,

نه من دارم بخاظر تو گریه نمیکنم ،بخاطر تو گریه نمی کنم
I'm not crying over you, I'm over you,

دارم بخاظر تو گریه نمیکنم نه بخاطر تو گریه نمی کنم
I'm over you.

دیگه با تو کاری ندارم!!!