Code Center

FindLyrics |ترجمه آهنگ های خارجی,دانلود آهنگ های خارجی

Chris De Burgh-The Traveller

 

In from the coast, riding like the wind and racing the moon,

در طول ساحل، چون باد میرانم و با ماه مسابقه می دهم
Shadows on the road, dancing and a-weaving like a crazy fool.

سایه هایی که در جاده هستند، می رقصند و چون دیوانه ای می چرخند
A horseman is coming, death in his heart, for a rendezvous,

مردی اسب سوار نزدیک می شود، مرگ را میشود درون قلبش دید،
And where the traveller goes, nobody knows,

و اینکه آن مسافر کجا می رفت، هیچکس نمیدانست
Where the traveller goes, nobody knows....

اینکه آن مسافر کجا می رفت، هیچکس نمیدانست

A candle in the night, fear on every face when he goes inside

با شمعی در شب، با هر قدم که بر میداشت می ترسید
(Maybe he's on the run?)

شاید عجله داشت
Get back from the bar! A stranger in town is a dangerous sight

از کافه بر میگشت یک غریبه در شهر فرد خطرناکیست
(Maybe he's got a gun?)

شاید تفنگ داشت
"Bring a bottle of whisky, landlord, I wanna talk for a while."

یک بطری ویسکی بیاورید، مدیر اینجا، میخواهم کمی با تو حرف بزنم
And where the traveller goes, a cold wind blows,

و اینکه آن مسافر کجا می رفت، باد سردی می وزید
Oh, where the traveller goes, a cold wind blows....

آه، اینکه آن مسافر کجا می رفت، باد سردی می وزید

There is something in his eyes, something in his hands,

چیزی در چشمانش است، و چیزی در دستانش
You can almost smell his revenge!

تقریبا میتوانی کینه را در او احساس کنی
And whoever he is after, it will be disaster:

و هر کس که به دنبالش باشد فاجعه ای به دنبالش است
This man is gonna take him to the very end....

این مرد او را تا عبد دنبال خواهد کرد

Well, the landlord he trembled, staring at a face he'd seen somewhere before.

خب، صاحب آنجا با ترس و لرز سخن گفت

 در حالی که به چهره ای که جایی قبلا دیده بود خیره شده بود
(You laid him in the ground)

تو او را در زمین چال کردی
Suddenly remembers a killing, yes, a murder, many years before.

ناگهان قطلی را به یاد آورد، بعله، یک جنایت، چندین سال پیش
('Twas you that shot him down)

تو او را با تفنگ کشتی
He said to a boy: "Saddle me the black; I'll meet you down below.

به پسرک گفت، زین مشکی را برایم آماده کن، آن پایین تورا خواهم دید
With this man I must talk, yes with this traveller I'll go,

می بایست با این مرد صحبت کنم، آری با این مسافر خواهم آمد
With this man I must talk, yes with him I must go."

می بایست با این مرد صحبت کنم، آری با او می بایست بروم

There is something in his eyes, something in his hands,

چیزی در چشمانش است، و چیزی در دستانش
You can almost smell his revenge!

تقریبا میتوانی کینه را در او احساس کنی
And whoever he is after, it will be disaster:

و هر کس که به دنبالش باشد فاجعه ای به دنبالش است
This man is gonna take him to the very end....

این مرد او را تا عبد دنبال خواهد کرد

And they were never seen again!

و هیچکس دیگر آنها را از آن پس ندید

 

ارسال نظر

Amir مي گويد : 1398/11/19 - 19:01

ترجمه عاااالی یود مرسی ازتون
اهنگ هم که واقعا بی نظیره

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی