Code Center

FindLyrics |ترجمه آهنگ های خارجی,دانلود آهنگ های خارجی

Enrique Iglesias – Sweet Isabel Lyrics

 

 

ترجمه متن آهنگهای خارجی – انریکه ایگلسیاس

 

 

The autumn leaves are falling,

برگهای پاییزی در حال افتادن هستن
Like tears from her eyes,

درست مثل قطرات اشک که از چشمهاش میابرن
There’s no reason recalling,
The pain you felt inside,

دلیلی نیست دردهای درونت رو یادآور بشی

And I know you’re feeling like,
You should run away, run away,

و میدونم که دوست داری پا بدویی و بری، بدویی و بری
And I know you’re wondering,
Oh why you should stay,

و میدونم که در این عجبی که آه، اصلا چرا باید اینجا بمونم
Why you should stay

چرا باید اینجا بمونم

Oh Sweet, sweet Isabel,

آه ایزابل نوشین من
Just believe it will be alright,

باور کن همه چیز درست میشه
Sweet, sweet Isabel,

ایزابل نوشین من
No, you don’t have to leave tonight

نه، نیازی نیست امشب از اینجا بری

You feel that change is coming,

احساس می کنی که اون تغییر به سراغت اومده
But you’re so afraid inside,

ولی از درون ترسیدی
I know your hearts been broken,

میدونم دلت شکسته
Oh way too many times,

آه، بارها و بارها شکسته شده
And i know you’re feeling like,
You should run away, run away

و میدونم که دوست داری پا بدویی و بری، بدویی و بری

Oh Sweet, sweet Isabel,

آه، ایزابل نوشین من
Just believe it will be alright,

باور کن همه چیز درست میشه
Sweet, sweet Isabel,

ایزابل نوشین من
No, you don’t have to leave tonight,

نه، نیازی نیست امشب اینجا رو ترک کنی
You don’t have to leave tonight,

نیازی نیست امشب اینجا رو ترک کنی
No, you don’t have to leave tonight,

نه، نیازی نیست امشب اینجا رو ترک کنی
No, you don’t have to leave tonight,

نه، نیازی نیست امشب اینجا رو ترک کنی
No, you don’t have to leave tonight,

نه، نیازی نیست امشب اینجا رو ترک کنی
Nooo, no you don’t

نه، نه نیازی نیست

Oh Sweet, sweet Isabel,

آه ایزابل نوشین من
Just believe it will be alright,

باور کن همه چیز درست میشه
Sweet, sweet Isabel,

ایزابل نوشین من
No, you don’t have to leave tonight

نه، نیازی نیست امشب از اینجا بری

The autumn leaves are falling,

برگهای پاییزی در حال افتادن هستن
Like tears from her eyes,

درست مثل قطرات اشک که از چشمهاش میابرن
There’s no reason recalling,
The pain you felt inside,

دلیلی نیست دردهای درونت رو یادآور بشی